|
توضيحى در مورد تنعّم ابرار و نوشيدنشان از چشمه اى كه ((يشرب
بها عباداللّه ...))
و اين دو آيه همانطور كه قبلا اشاره كرديم تنعم ابرار را
بيان مى كند، كه چگونه از شراب بهشت و آخرت متنعم مى شوند،
ديگران هم دو آيه مورد بحث را به همين معنا تفسير كرده اند،
و بعيد نيست كه اين دو آيه در مقام بيان حقيقت عمل صالح
آنان بر اساس تجسم اعمال باشد، و بفهماند وفاى به نذر و
اطعام طعام براى رضاى خدا ظاهرش وفا و اطعام طعام است اما
باطنش نوشيدن از كاسى است كه مزاجش كافورى است ، آن هم از
چشمه اى كه به طور مستمر خودشان با اعمال صالح خود مى
شكافند، و به زودى حقيقت عملشان در جنه اخخلد برايشان ظاهر
مى شود، هر چند كه در دنيا به صورت وفا و اطعام طعام است .
در نتيجه دو آيه مورد بحث در مجراى امثال آيه ((انا جعلنا
فى اعناقهم اغلالا فهى الى الاذقان فهم مقمحون )) است .
مويد اين معنا ظاهر جمله ((يشربون )) و جمله ((يشرب بها))
است ، كه مى فهماند همين حالا مشغول نوشيدنند، نه اينكه در
قيامت مى نوشند، وگرنه مى فرمود ((سيشربون ))، و ((سيشربوا
بها)) علاوه بر اين ، نوشيدن ، وفا كردن ، اطعام نمودن و
ترسيدن ، همه را در يك سياق آورده و فرموده ((يشربون ،
يوفون ، يخافون ، يطعمون )) و نيز ذكر تفجير در جمله ((يفجرونها
تفجيرا)) مويد ديگرى است ، براى اينكه ظهور دارد در اينكه
شكافتن چشمه و جارى ساختن آب آن را با اسباب اين كار انجام
مى دهند، كه همان وفا و اطعام و خوف است ، پس حقيقت اين
اعمال همان تفجير عين است .
مفسرين در تفسير مفردات اين دو آيه و اعراب آنها سخنانى
بسيار و مختلف دارند كه در تفاسير مفصل آمده ، هر كس
بخواهد از آنها مطلع شود بايد به تفاسير مطول مراجعه كند.
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يخَافُونَ يَوْماً كانَ شرُّهُ
مُستَطِيراً
كلمه ((مستطير)) اسم فاعل از فعل ((استطار)) است ، كه به
معناى فاش كردن و منتشر كردن در اقطار است به منتها درجه
انتشار، و بطورى كه گفته اند: اين كلمه بليغ تر از كلمه
((طار)) است ، وقتى مى گويند: ((استطار الحريق )) معنايش
اين است كه دامنه آتش سوزى گسترده شد، و يا وقتى مى گويند:
((استطار الفجر))، معنايش اين است كه روشنى صبح گسترده گشت
. و منظور از استطار شر آن روز شر روز قيامت است ، كه روز
به نهايت رسيدن شدائد و اهوال و عذابها است .
و مراد از ((ايفاى به نذر)) همان معناى معروف آن است . و
اينكه بعضى گفته اند: مراد از آن تصميم قلبى بر عمل به
واجبات ، و يا پيروى شارع در همه احكام اوست ، خلاف ظاهر
لفظ است ، و هيچ دليلى در كلام بر اين سخن دلالت نمى كند
بازگشت به صفحه اصلی
|